انتقادی

انتقادی (4)

مطالب انتقادی وبلاگ نویس ها

 

يكشنبه 22 آبان 1390 ساعت 16:22

تخیلی از دو واقعیت

نوشته شده توسط آقای محسن مسلم نيا

مثل همیشه گوشی تلفن همراهم رو در حالت سکوت قرار دادم و گذاشتم جلوم. اقتدا کردم و تکبیر گفتم.
چون نماز جماعت بود و امام جماعت و مکبر حواسشون جمع بود پس ...
در نـمازم خـم ابـروی تو در یــاد آمـد
حالتی رفت که سجاده به فریاد آمد
فریاد سجاده: هـــــــــــــوی! حواست کجاست؟ این که پیشونیت روشه موبایلته؛ مُهر یه کم بالاتره!!

شنبه 25 دی 1389 ساعت 08:24

تی شِرت مجازی

نوشته شده توسط آقای محسن مسلم نيا

داشت از لزوم حضور در فضای مجازی و آموزش وبلاگ نویسی به بسیجیان سخن می گفت.
آهی کشیدم. پرسید: چرا آه می کشی؟
پرسیدم: تا الان تی شرت پوشیده ای؟
تأمل کرد. تعجب را می شد در چهره اش دید، شاید داشت به ارتباط وبلاگ نویسی و تی شرت فکر می کرد. بعد از اندکی تأمل توأم با تعجب؛ گفت: نه.
گفتم: معتقدم وبلاگ* مثل یک تی شرت است.
***
هیچ وقت از این لباسهای آستین کوتاه منقش به نماد و یا نام شرکت های مشهور و غیرمشهور نپوشیدم. آخر چرا به خاطر خریدن یک لباس ارزانتر و پرداخت نکردن چند هزار تومان؛ مبلّغ یک شرکت تجاری می شدم. و این شرکت ها چقدر ارزان می خرند آدم ها را.
***
داشتن وبلاگ هزینه چندانی ندارد. به سرویس دهنده ای مراجعه کرده و با ثبت یک زیردامنه، می توانید مطالب خود را در فضای مجازی منتشر کنید. مطلب بنویسید، نظر بازدیدکنندگان را دریافت کنید، تبادل لینک کنید و بسیاری خدمات دیگر.
می شود کلّی کار فرهنگی کرد. دیگران را به صلاح و دوستی و دینداری دعوت کرد. با همفکرانت دوست شوی ولو تو در شهری و آنها در شهری دیگر باشند و یا حتی تو در یک کشور و او در کشوری دیگر باشد.
اما این سرویس دهنده ها که عاشق چشم و ابروی تو نیستند. بالاخره باید هزینه هایشان را تأمین کنند و چندرغازی هم درآمد کسب کنند!
***
من که در دنیای واقعی هیچ گاه تی شرت نپوشیده بودم، در دنیای مجازی تی شرتی به تن کرده بودم که گاهی بدون اراده من منقش به تصویر جومونگ و سوسانو و گاهی پلنگ و یوزپلنگ و... شده بود. مانده بودم که آنکه برای بازدید وبلاگم می آید از متن من بیشتر فیض می برد و یا از این تبلیغاتی که در اکثر مواقع ۱۸۰ درجه با محتوای وبلاگم تناقض دارد.
و مطمئن بودم که تمام تلاشم با این وضع هباءً منثوراست و ماندن، آب به آسیاب دیگران ریختن است.
***
بسیاری از مجموعه های فرهنگی مسابقه وبلاگ نویسی برگزار می کنند و تشویق به وبلاگ نویسی می کنند و به نویسنده های برتر جایزه می دهند. به نظرم اگر این مؤسسه ها  این تی شرت را از تن بسیاری از نویسنده های خوب مذهبی فضای مجازی درآورند و فضایی عاری از تبلیغات می دادند تا واقعا تبلیغ دین کنند بهتر بود. که برازنده ما نیست تی شرت بر تن کردن.

* منظور وبلاگ های موجود در سرویس های مشهور (مانند پرشین بلاگ و بلاگفا و...) است

جمعه 03 دی 1389 ساعت 01:15

بررسی دقیق شبهه اطاعت از ولیّ امر غیرمعصوم

نوشته شده توسط آقای مجتبی دُرّی

نقدی بر پاسخ ضعیف آیت الله مومن به شبهه رهبری امام خامنه ای

مقدمه: هر انسانی خود را در قبال سکوت و سخن و رفتارش مسئول می‌داند، پس در برابر حوادث واقعه، چه سکوت کنیم، چه سخن بگوییم و چه رفتاری داشته یا نداشته باشیم، باید علاوه بر خود و جامعه، خدای‌مان را هم راضی کنیم!

۱.  جهانی که همه افرادش معصوم باشند، وجود ندارد: در این حالت، اگر ما بتوانیم با اختیار خودمان، وظیفه‌مان را به طور معصومانه‌ای تشخیص دهیم و آن را معصومان به کار بندیم (جهانی همه معصوم) خیلی خوب است.

۲.  جهانی که همه افرادش به معصوم دسترسی داشته باشند هم وجود ندارد: اگر نتوانیم در شناخت و عمل، معصومانه عمل کنیم، چه خوب است که معصومی در میان ما باشد و ما را رهبری کند، چنانچه در امت ۱۲۴ هزار پیامبر چنین بود و التبه مردم ناشیعگی کردند و شیطان‌پسندانه عمل کردند.

 

۳.  راه سعادت بشر در جهانی که اکثریت، به معصوم دسترسی ندارند: حال اگر معصومی مستقیما در دسترس ما نبود، چه باید کرد؟ اکثر قریب به اتفاق افراد بشر، تا کنون در این وضعیت گفته شده قرار داشته‌اند و اگر راه معقول و همه فهمی برای حرکت به سمت سعادت نباشد، باید در حکمت خدا شک کرد. و اگر هم راهش همان باشد که غرب رفته است، قیامت روزی است که مظلومین عالم باید خدا را محاکمه کنند. نکته دیگر اینکه همیشه یک حجت معصوم الهی، مستقیم یا غیر مستقیم، جهانداری می‌کند.

۴.  آیا عدم دسترسی اکثریت، به معصوم، امری نوظهور است؟ اگر ظاهرا امام معصومی در دسترس ما نبود، چه باید کرد؟ آیا این مساله نوظهور است و در تاریخ بشری نمونه دیگری نداشته است؟ نگاهی به گستره زمانی و زمینی گذشته بشر، بیشترین حجم مدیریت جهان را به همین گونه به نمایش می‌گذارد. تقریبا تمام انبیای الهی نمایندگانی در زمان خود در جاهایی دورتر از قلمرو مدیریت مستقیم خود داشته‌اند، که مسلما، نماینده تام الاختیار آنان بوده اند، چون شرایط مدیریت یک نظام و مجموعه و نیز امکانات ارتباطاتی و بُعد مسافت، اجازه مدیریت ناقص الاختیار را به مدیر نمی‌داده است.

۵. حتی در عهد معصوم هم باید مطیع ولیّ‌امر غیر معصوم بود: نمونه بارز این مطلب، مدیریت نمایندگان امام علی علیه السلام بر مصر و برخی بلاد دیگر بوده است، آیا محمد بن ابوبکر معصوم بود؟ آیا امام علی اختیارات ناقصی برای مدیریت جامعه بزرگ مصر به وی داده بود، یا ولایت مطلقه در امور حکومتی داشت؟ عهد نامه مالک اشتر، به خوبی ولایت مطلقه امر از جانب امام علی علیه السلام به مالک را نشان می‌دهد. با اینکه مالک اشتر معصو م نبود و تحت مدیریت مستقیم معصوم هم جامعه را اداره نمی‌کرد، یعنی موتور اجرا یا ماشین امضاء دستورات امام علی علیه السلام نبود و می‌بایست خودش در مدیریت کشور بزرگ مصر، تصمیم بگیرد.

۶.  اشکال لاینحل: در مقدمه گفتیم، که ما در هر شرایطی، وظیفه‌ای داریم، حال سوال این است که اگر از ولیّ امر غیر معصوم، اطاعت نکنیم، از چه کسی اطاعت کرده‌ایم؟ آیا از معصوم اطاعت کرده‌ایم؟ اگر امکان چنین اطاعتی وجود داشته باشد، باید چنین کرد، اما اگر معصومی در میان نباشد، از هر کس یا کسانی که اطاعت شود، این اشکال باقی می‌ماند. پس گریزی جز اطاعت از غیر معصوم نیست.

۷.  عقلاً محال است که یک غیر معصوم بتواند از معصوم اطاعت کند: ما همیشه، حتی در هنگام اطاعت از معصوم، مستقیما از عقل خودمان اطاعت می‌کنیم و اطاعتمان از معصوم، به شکل غیر مستقیم است؛ یعنی چون عقل غیر معصوممان میگوید از معصوم اطاعت کن، این کار را انجام می دهیم. پس ما هرگز توان اطاعت از معصوم به نحو مطلق نداریم.

۸.  عقل ما هم معصوم نیست، آیا نباید از آن اطاعت کرد؟ از سویی همه می‌دانیم که عقل ما معصوم نیست، پس چرا از آن اطاعت می‌کنیم؟ و چرا خداود ما را چنان سرشته است که راهی جز اطاعت از عقل غیر معصوم خودمان نداریم؟ پس یا آفریدگارمان اشتباه می‌کند یا خطا در جای دیگری است. پس ما از عقل غیر معصوم خودمان اطاعت می‌کیم با اینکه هزاران بار اشتباه خود را دیده‌ایم و هزاران بار مرض‌های قلبی مانع از فهم حقیقت مثل حسد و خشم و شهوت و ... را آشکارا در خود حس کرده‌ایم. پس چرا نمی‌توان از ولیّ فقیهی که بینی و بین الله به اندازه‌ای که در خودمان عیب می‌بینیم و یقین صد در صد به این معایب داریم، در ایشان عیبی نمی‌بینیم و یا عیبهای احتمالی مودر نظر ما، مشکوکند و یقینی نیستند، حتی یک مورد از عیبهایی که به ولیّ فقیه نسبت داده می‌شود، نمی‌توانیم در قبرمان ثابت کنیم. وقتی نفسمان بر ما امیری می‌کند، مسلم که در برابر هر امیر غیر نفسانی، مقاومت کند

۹.  مگر پزشکان معصومند؟ آیا ما هرگز در تبعیت مطلق عقلای بشری از صنفی که سالیانه متهم به قصور و تقصیر در مرگ صدها هزار بیمار خود هستند تردیدی داریم؟ مگر مساله جان نیست؟ مگر معصومند؟ مگر آشکارا حجم قابل توجهی از پرونده‌های خطاهای پزشکی را مشاهده نمی‌کنیم؟ با این حال، مگر عقلای عالم، به طور کامل از یک متخصص، که حتی بی دین هم هست، اطاعت نمی‌کنند و  قلب و مغز خود را به تیغ جراحی اش نمی‌سپرند؟ نوبت به ولیّ فقیه که می‌شود، شیطان به ما درس دانایی می‌دهد؟

۱۰.  دستگاه مدیریت معصوم جهان، بهترین راه را برای اداره این اوضاع طراحی کرده ‌اند: اینکه یک عالم عادل شجاع مدیر و مدبر، در جایگاه عقل جامعه قرار بگیرد و با استعانت از توصیه‌های دین و مشورت با متخصصان جامعه، آن را بچرخاند، آیا راهی بهتر از این قابل تصور است؟ ما هر چه گشتیم هیچ خطای گفتمانی از امام خمینی و امام خامنه ای ندیدیم؛ و ظاهرا به دلیل قاعده لطف، امتناع هم دارد. البته خطای گفتمانی معنای خودش را دارد.

به نقل از:http://baharbia.blogfa.com

جمعه 21 خرداد 1389 ساعت 14:19

من و کتاب

نوشته شده توسط آقای محسن مسلم نيا

یک ماه پیش(۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹) رسانه ملی خبر بازدید رهبر انقلاب از بيست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب و مصاحبه ایشان و تاکیدشان بر این که :"باید با کتاب انس پیدا کرد" را در چند بخش خبری پخش کرد.
علی القاعده اکنون باید همه - از وزارت ارشاد و رسانه ملی گرفته تا بچه های یک مسجد در اهواز - در تکاپو بیفتند تا این قلم کالای زینتی را در اقلام اصلی خانواده ها بگنجانند.

چند روز پیش کتاب "من و کتاب" را تورق می کردم رسیدم به این بیان آقا:
"همه‌ى افراد خانه ما تقریبا، یعنی شاید بگویم هیچ استثنایی ندارد، شب همیشه در حال مطالعه خوابشان مى‌برد. خود من هم همين‌طورم؛ نه اين‌كه وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مى‌كنم، تا خوابم مى‌آيد؛ كتاب را مى‌گذارم و مى‌خوابم. همه‌ى افراد خانه‌ى ما همین طورند؛ یعنی وقتی که مى‌خواهند بخوابند، حتماً يك كتاب پهلوی دستشان است. من فكر مى‌كنم كه همه‌ى خانواده‌‌هاى ايرانى بايد اين‌طوری باشند. توقع من، اين است." (صفحه ۸۴)
داشتم فکر می کردم اگر بخواهم وضعیت روزانه کتاب خواندن خود را شرح دهم، آنگاه...
"ما صبح تا شب لای هیچ کتابی را باز نمی کنیم. دیش و ... نداریم اما تا لحظه خواب تلویزیون روشن است و برنامه های صغیر و کبیرش را همه می بینیم تا خوابمان ببرد. یعنی ما خاموش می شویم ولی تلویزیون هنوز روشن است."

شاید به روش های زیادی بخواهیم مردم را کتابخوان کنیم. بالا بردن تیراژ، راه اندازی نمایشگاه و فروشگاه کتاب، هدیه دادن کتاب و ... اما تا افراد نخواهند و مصمم به کتاب خواندن نباشند اتفاقی نخواهد افتاد.

تاریخ و ذکر امروز

دوشنبه, 17 بهمن 1390  13. ربیع الاول 1433
ذكر امروز: صد بار "يا قاضي الحاجات"

تابلو اعلانات

امام حسین علیه السلام:
أیما اثْنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنه

ترجمه حدیث
آگهی

توجه

مطالب نوشته شده دیدگاه وبلاگ نویس محترم بوده و تمامی مسؤولیت آن متوجه نویسنده خواهد بود.